سرخط خبرها
خانه > اخبار > اخبار سرقت > سرقت طلای پیرزن‌
ترخیص کالا از گمرک
سرقت طلای پیرزن‌
سرقت طلای پیرزن‌

سرقت طلای پیرزن‌

یک کیسه مشکی سوراخ و کمی چرب‌زبانی ابزار مرد شیاد برای سرقت طلای پیرزن‌ بود. او با همدستی دختر مورد علاقه‌اش نزد زنان سالخورده می‌رفت و با ترفندی ویژه طلاهای آنها را سرقت می‌کرد.

دزدگیر فروشگاهی باید تمام قسمت های یک مغازه را پوشش دهد و اگر به مورد مشکوکی خورد، صدا بدهد. به همین جهت سنسورهای کار شده در دزدگیر فروشگاهی باید حساسیت بالایی داشته باشند. به نحوی که در راستای قرارگیری بین ۲ در ورودی و خروجی می توان به نصب  دزدگیر فروشگاهی کفایت کرد، به شرطی که توان بالایی داشته باشد و بتواند کل منطقه را در دسترس داشته باشد. 

به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز، او که وانمود می‌کرد می‌خواهد به نیازمندان کمک کند به بهانه‌ای  جواهرات طعمه هایش را می‌گرفت و در کیسه‌ای مشکی رنگ می‌گذاشت اما ته این کیسه سوراخ بود و در نهایت سرقت طلای پیرزن‌ نصیب او می‌شد. با دستگیری مرد شیاد معلوم شد که او با این ترفند از افراد زیادی سرقت کرده است. به همین دلیل بازپرس دادسرای ویژه سرقت از افرادی که با این شیوه از آنها سرقت شده دعوت کرد برای شناسایی متهم به شعبه پنجم دادسرا یا اداره پنجم پلیس آگاهی مراجعه کنند. متهم دیروز در گفت‌وگویی جزئیات بیشتری از سرقت‌هایش را بازگو کرد.

چطور شد که تصمیم گرفتی دست به سرقت بزنی؟

طمع زیاد من را وادار به این کار کرد. مدتی بود که در یک بنگاه معاملات املاک کار می‌کردم. علاقه زیادی به خرید خودروی مزدا ۳داشتم اما پول کافی برای این کار نداشتم. مدتی گذشت تا اینکه فهمیدم می‌شود به‌طور قسطی این خودرو را خرید اما برای این کار هم حدود ۳۰میلیون تومان لازم بود. به همین دلیل تصمیم به سرقت گرفتم تا علاوه بر جور کردن ودیعه خرید خودرو بتوانم اقساط آن را هم پرداخت کنم.

چطور شد که سرقت از زنان سالخورده به ذهنت رسید؟

این کار را از یکی از دوستانم یاد گرفتم. او گفت این شیوه بهترین راه برای به‌دست آوردن پول است. او چند مرتبه من را همراه خودش به سرقت طلای پیرزن‌ برد و وقتی خوب این کار را یاد گرفتم خودم با دختر مورد علاقه‌ام به دزدی می‌رفتم. وقتی او همراهم بود طعمه هایم آسان‌تر به من اعتماد می‌کردند و طلاهای‌شان را در اختیارم می‌گذاشتند.

شیوه‌ای که از آن برای سرکیسه کردن پیرزن‌ها استفاده می‌کردی را توضیح بده.

ابتدا با همدستم زنان سالخورده‌ای را که طلا داشتند شناسایی می‌کردیم و سراغ‌شان می‌رفتیم. ابتدا از آنها آدرس مسجد محله را می‌پرسیدیم و وانمود می‌کردیم که می‌خواهیم به افراد نیازمند کمک کنیم. همین حرف‌ها برای جلب اعتماد آنها کافی بود. در ادامه من کیسه‌ای مشکی رنگ را که داخل آن لباس‌های کهنه بود نشان می‌دادم و می‌گفتم می‌خواهم این لباس‌ها را به افراد نیازمند بدهم.

این حرف‌ها باعث می‌شد آنها بیشتر به من اعتماد کنند و در نهایت دختر مورد علاقه‌ام را نشان می‌دادم و می‌گفتم که می‌خواهم با او ازدواج کنم و برای خرید طلا راهنمایی می‌خواهم. می‌گفتم نمی‌دانم طلاهای عیار بالا چه شکلی است و از آنها می‌خواستم طلاهای‌شان را نشانم دهند. آنها هم فریب می‌خوردند و جواهرات‌شان را به من می‌دادند و من هم پس از نگاه کردن آنها را داخل کیسه مشکی رنگ می‌انداختم و کیسه را به آنها می‌دادم اما کیسه سوراخ بود و جواهرات از آن بیرون می‌افتاد و در ادامه آن را بر می‌داشتیم.

به‌خاطر سرقت طلای پیرزن‌ پشیمان نیستی ؟

آن زمان فقط به نقشه‌ام و اینکه بتوانم پول به‌دست بیاورم و خودرو بخرم فکر می‌کردم اما حالا پشیمانم. من قبل از سرقت‌ها مواد‌مخدر مصرف می‌کردم و حالت طبیعی نداشتم اما حالا پشیمانم چرا که دیگر نمی‌توانم با دختر مورد علاقه‌ام ازدواج کنم. او مخالف این سرقت‌ها بود اما من را همراهی می‌کرد.

منبع : جام

همچنين اين موارد را بررسي كنيد

سارق مغازه لباس فروشی

سارق مغازه لباس فروشی

سارق مغازه لباس فروشی به قتل دوستش اعتراف کرد سارق مغازه لباس فروشی در خیابان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *